فرهنگ آریان‌پور

دادن - خراش -

#۸۴٬۸۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

rase

بریدن، خراش دادن، خراشیدن، تراشیدن، مسطح کردن، با خاک یکسان کردن، له کردن

۲

prick

خراش سوزن، نقطه، زخم به قدر سرسوزن، جزء کوچک چیزى، هدف، منظور، نقطه نت موسیقى، چیز خراش دهنده (مثل نوک سوزن)، خار، تیغ، نیش، سیخونک، آلت ذکور، راست، شق، خلیدن، با چیز نوک تیز فرو کردن، خراش دادن، با سیخونک به حرکت واداشتن، تحریک کردن، آزردن

۳

irritate

عصبانى کردن، برانگیختن، خشمگین کردن، خراش دادن، سوزش دادن، آزردن، رنجاندن