فرهنگ آریان‌پور

دادن - تکان -

#۸۴٬۸۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

jar

بلونى، کوزه دهن گشاد، سبو، خم، شیشه دهن گشاد، تکان، جنبش، لرزه، ضربت، لرزیدن صداى ناهنجار، دعوا و نزاع، طنین انداختن، اثر نامطلوب باقى گذاردن، مرتعش شدن، خوردن، تصادف کردن، ناجور بودن، مغایر بودن، نزاع کردن، تکان دادن، لرزاندن

۲

budge

تکان جزیى خوردن، تکان دادن، جم خوردن

۳

flick

(movie =) ـ (معمولاً به صورت جمع) سینما، ضربت آهسته و سبک با شلاق، تکان ناگهانى، تلنگر، تکان دادن، بریدن، قطع کردن

۴

hitch

پیچ و خمیدگى، گرفتارى، مانع، محظور، گیر، تکان دادن، هل دادن، بستن (به درشکه و غیره)، انداختن

۵

hustle

هل دادن، فشار دادن، تکان دادن، به زور وادار کردن، پیش بردن، فریفتن، گول زدن، تکان، شتاب، عجله، فشار، زور

۶

agitate

به کار انداختن، تحریک کردن، تکان دادن، آشفتن، پریشان کردن، سراسیمه کردن

۷

commove

تکان دادن، مضطرب ساختن، به هیجان آوردن

۸

impulse

تپش، محرک آنى، بر انگیزش، انگیزه ناگهانى، تکان دادن، بر انگیختن، انگیزه دادن به

۹

convulse

تکان دادن، دچار تشنج کردن

۱۰

con cuss

تکان دادن، به هم زدن، بهیجان آوردن