دادن - تخفیف -
#۸۴٬۸۰۲
bate
کم کردن، تخفیف دادن، پایین آوردن، نگهداشتن (نفس)، راضى کردن، دلیل و برهان آوردن، بال زدن به طرف پایین، خیساندن چرم درماده قلیایى
abate
فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن
lower
(moo =) ـ پست، کوتاه، دون، فرومایه، پایین، آهسته، پست و مبتذل، سر به زیر، فروتن، افتاده، کم، اندک، خفیف، مشتعل شدن، زبانه کشیدن، صداى گاو، مع مع کردن low
alight
روشن، شعله ور، سوزان، سبک کردن، راحت کردن، تخفیف دادن، روشن کردن، آتش زدن، برق زدن، پیاده شدن، فرود آمدن
assuage
آرام کردن، تخفیف دادن
derogate
باطل کردن، فسخ کردن (قسمتى از چیزى را)، کسر کردن، تخفیف دادن، کاستن، عمل موهن انجام دادن
discount
تخفیف، نزول، کاستن، تخفیف دادن، برات را نزول کردن
mitigate
سبک کردن، تخفیف دادن، تسکین دادن
extenuate
رقیق کردن، تخفیف دادن، کاستن از، کم کردن، کوچک کردن، نازک کردن، کم تقصیر قلمداد کردن، کم ارزش قلمداد کردن
pull down
خراب کردن، پایین آوردن، تخفیف دادن، کاستن، دریافت کردن