فرهنگ آریانپور
دادن - امتداد -
#۸۴٬۷۵۶
prolong
(prolongate =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
stretch
کشیدن، امتداد دادن، بسط دادن، منبسط کردن، کش آمدن، کش آوردن، کش دادن، گشاد شدن بسط، ارتجاع، قطعه (زمین)، اتساع، کوشش، خط ممتد، دوره، مدت
elongate
کشیده کردن، دراز کردن، امتداد دادن، باریک شدن
protract
طول دادن، دراز کردن، امتداد دادن، کش دادن
prolongate
(prolong =) ـ طولانى کردن، امتداد دادن، دراز کردن، امتداد یافتن، به تاخیر انداختن، طفره رفتن، به طول انجامیدن
eke out
افزودن به (در آمد)، درازتر کردن، امتداد دادن، کسب کردن