فرهنگ آریان‌پور

دادگرانه

#۸۴٬۷۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

fairly

منصفانه، بى طرفانه، به طور میانه، بموقع، به طور روشن، خوب

۲

justly

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم