فرهنگ آریانپور
دادگاه
#۸۴٬۶۵۹
tribunal
دادگاه محکمه، دیوان محاکمات
courtroom
دادگاه، اتاق دادگاه
courthouse
دادگاه، کاخ دادگسترى
judicatory
دادگاه
law court
دادگاه
bar
میله، شمش، مانع شدن، میل، تیر، نرده حایل، (مجازى) مانع، جاى ویژه زندانى در محکمه، دادگاه، هیئت وکلا، میکده، بار مشروب فروشى، از بین رفتن (ادعا) رد کردن دادخواست، بستن، مسدود کردن، بازداشتن، ممنوع کردن، بجز، به استثناء، بنداب
court
بارگاه، حیاط، دربار، دادگاه، اظهار عشق، خواستگارى
forum
(روم باستان) میدان، بازار، محل اجتماع عموم، دادگاه، محکمه، دیوانخانه
bench
نیمکت، کرسى قضاوت، جاى ویژه، روى نیمکت یا مسند قضاوت نشستن یا نشاندن، نیمکت گذاشتن (در)، بر کرسى نشستن، سکو