فرهنگ آریان‌پور

اس‌ کردن

#۸٬۴۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

grind

(past: ground ; past participle: ground) ـ کوبیدن، عمل خرد کردن یا آسیاب کردن، سایش، کار یکنواخت، آسیاب کردن، خرد کردن، تیز کردن، سائیدن، اذیت کردن، آسیاب شدن، سخت کار کردن

۲

pound

آغل حیوانات گمشده و ضاله، آغل، بازداشتگاه بدهکاران و جنایتکاران، استخر یا حوض آب، واحد وزن (امروزه معادل 453.69243 گرم مى باشد)، لیره، واحد مسکوک طلاى انگلیسى، ضربت، کوبیدن، آرد کردن، به صورت گرد در آوردن، بامشت زدن

۳

pulverize

سائیدن، نرم کردن، پودر کردن، نرم کوبیدن