فرهنگ آریان‌پور

دادخواهی‌ کردن

#۸۴٬۶۳۱

معنی‌های انگلیسی
۱

petition

دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن

۲

demand

تقاضا، نیاز، مطالبه کردن، خواستار شدن، درخواست، مطالبه، طلب، تقاضا کردن

۳

proceed

پیش رفتن، رهسپار شدن، حرکت کردن، اقدام کردن، پرداختن به، ناشى شدن از، عایدات

۴

litigate

طرح دعوى کردن، مرافعه کردن، تعقیب قانونى کردن