فرهنگ آریان‌پور

دادخواهی

#۸۴٬۶۲۹

معنی‌های انگلیسی
۱

lawsuit

مرافعه، دعوى، دادخواهى، طرح دعوى در دادگاه

۲

petition

دادخواست، عرضحال، عریضه، تظلم، دادخواهى کردن، درخواست کردن

۳

complaint

شکایت، دادخواهى

۴

suit

درخواست، تقاضا، دادخواست، عرضحال، مرافعه، خواستگارى، یکدست لباس، پیروان، خدمتگزاران، ملتزمین، توالى، تسلسل، نوع، مناسب بودن، وفق دادن، جور کردن، خواست دادن، تعقیب کردن، خواستگارى کردن، جامه، لباس دادن به

۵

process

مراحل مختلف چیزى، پیشرفت تدریجى و مداوم، جریان عمل، مرحله، دوره عمل، طرز عمل، تهیه کردن، مراحلى را طى کردن، به انجام رساندن، تمام کردن، فرا گرد، فراشد، روند، فرآیند، پردازش کردن

۶

pleading

(past: pleaded, pled ; past participle: pleaded, pled) ـ در دادگاه اقامه یا ادعا کردن، درخواست کردن، لابه کردن، عرضحال دادن

۷

litigation

دعوى قضایى

۸

proceedings

اقدامات، شرح مذاکرات

۹

prosecution

(prosecutor =) ـ تعقیب قانونى، پیگرد، پیگرد کننده، تعقیب کننده