فرهنگ آریانپور
داد و ستد کردن
#۸۴٬۵۹۵
vend
فروختن، داد و ستد کردن، طوافى کردن
trade
بازرگانى، حرفه، داد و ستد کردن، مبادله کردن، سوداگرى، تجارت، داد و ستد، کسب، پیشه ورى، کاسبى، مسیر، شغل، پیشه، آمد و رفت، سفر، آزار، مزاحمت، مبادله کالا، تجارت کردن با
merchant
بازرگان، تاجر، داد و ستد کردن، سوداگر
transact
معامله کردن، داد و ستد کردن
deal
(past: dealt ; past participle: dealt) ـ مقدار، اندازه، قدر، حد، معامله کردن، سر و کار داشتن با، توزیع کردن
traffic
(traffick =) ـ عبور و مرور، آمد و شد، شد و آمد، رفت و آمد، عبو و مرور وسایط نقلیه، داد و ستد، ارتباط، کسب کالا، مخابره، آمد و شد کردن، تردد کردن
merchandise
کالا، مال التجاره، تجارت کردن