فرهنگ آریان‌پور

داد و بیداد

#۸۴٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

brawl

داد و بیداد، سر و صدا کردن، نزاع و جدال کردن، جنجال

۲

wrangle

داد و بیداد کردن، مشاجره کردن، نزاع کردن، داد و بیداد، مشاجره، نزاع، گرد آورى و راندن احشام

۳

free for all

داد و بیداد، زد و خورد همگانى

۴

riot

آشوب، شورش، فتنه، بلوا، غوغا، داد و بیداد، عیاشى کردن، شورش کردن

۵

broil

سرخ کردن (روى آتش)، کباب کردن، سوختن، داد و بیداد

۶

habble

(hobble =) ـ داد و بیداد، مشاجره، داد و بیداد کردن

۷

jangle

جنجال، قیل و قال، داد و بیداد، غوغا، جنجال کردن، داد و بیداد کردن، غوغا کردن

۸

uproar

هنگامه، غوغا، بلوا، داد و بیداد، غریو، شورش، همهمه

۹

rampage

دیوانگى کردن، وحشیگرى کردن، داد و بیداد

۱۰

squabble

جرو و بحث کردن، ستیزه، داد و بیداد، نزا مختصر، ستیزه کردن

۱۱

brannigan

خوشى، لذت، داد و بیداد، جنجال

۱۲

scrimmage

غوغا، داد و بیداد، هنگامه، کشمکش، در تکاپو بودن، دست و پنجه نرم کردن

۱۳

vociferance

سر و صدا، فریاد و نعره، زوزه، داد و بیداد

۱۴

vociferation

فریاد، داد، نعره، جیغ، داد و بیداد

۱۵

outcry

فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد

۱۶

squall

توفانى شدن (معمولاً همراه باران یا برف)، باد بى سابقه و شدید، باد، بوران، توفان