فرهنگ آریان‌پور

داد زدن

#۸۴٬۵۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bawl

داد زدن، فریاد زدن، گریه (با صداى بلند)

۲

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۳

roar

خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن

۴

root

(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه

۵

clepe

کسى را به اسم صدا کردن، داد زدن

۶

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۷

yell

فریاد زدن، نعره کشیدن، صدا، نعره، هلهله

۸

holler

فریاد خوشحالى، صداى مخصوص هر حیوان (مثل صداى قورباغه)، فریاد کردن، سر و صدا راه انداختن

۹

vociferate

با صداى بلند ادا کردن، بلند صدا کردن