فرهنگ آریانپور
داد زدن
#۸۴٬۵۷۰
bawl
داد زدن، فریاد زدن، گریه (با صداى بلند)
cry
فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن
roar
خروش، خروشیدن، غرش کردن، غریدن، داد زدن، داد کشیدن
root
(گیاه شناسى) ریشه، بن، اصل، (در جمع) اصول، بنیاد، بنیان، پایه، اساس، سرچشمه، زمینه، ریشه کن کردن، داد زدن، غریدن، از عددى ریشه گرفتن، ریشه دار کردن، ریشه
clepe
کسى را به اسم صدا کردن، داد زدن
shout
فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن
yell
فریاد زدن، نعره کشیدن، صدا، نعره، هلهله
holler
فریاد خوشحالى، صداى مخصوص هر حیوان (مثل صداى قورباغه)، فریاد کردن، سر و صدا راه انداختن
vociferate
با صداى بلند ادا کردن، بلند صدا کردن