فرهنگ آریان‌پور

داد

#۸۴٬۵۵۵

معنی‌های انگلیسی
۱

justice

داد، عدالت، انصاف، درستى، دادگسترى

۲

cry

فریاد زدن، داد زدن، گریه کردن، صدا کردن، فریاد، گریه، خروش، بانگ، بانگ زدن

۳

greet

(lament، weep =) ـ گریه، داد، فریاد، سلام، درود، برخورد، تلافى، درود گفتن، تبریک گفتن، تاسف، تاثر

۴

shout

فریاد، داد، جیغ، فغان، فریاد زدن، جیغ زدن، داد زدن

۵

outcry

فریاد، داد، غریو، حراج، مزایده، بیداد

۶

squeal

جیغ ممتد، جیغ، داد، دعوا، نزاع، فریاد، جیغ کشیدن (مثل خوک)، فاش کردن

۷

ruction

(در گویش) همهمه، سر و صدا، قیل و قال، داد

۸

ejaculation

بیرون دادن، انزال

۹

vociferation

فریاد، داد، نعره، جیغ، داد و بیداد

۱۰

hue

چرده، رنگ، شکل، تصویر، ظاهر، نما، صورت، هیئت، منظر

۱۱

bark

پوست درخت، عوعو، وغ وغ کردن، پوست کندن

۱۲

call

فرا خواندن، فرا خوان، بانگ، صدازدن، ندا، خبر، نامیدن، احضار کردن، خواستن، فریاد، صدا، احضار، دعوت، نامبرى، خواندن اسامى

۱۳

holler

فریاد خوشحالى، صداى مخصوص هر حیوان (مثل صداى قورباغه)، فریاد کردن، سر و صدا راه انداختن

۱۴

exclamation

فریاد، بانگ، علامت تعجب، حرف ندا