فرهنگ آریان‌پور

داخله

#۸۴٬۵۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

midland

داخله کشور، بین الارضین، درونى

۲

inland

درون کشور، درون مرزى، داخله

۳

interior

داخل، درون، درونى، داخلى، دور از مرز، دور از کرانه