واژههای فارسی←داخل مرزفرهنگ آریانپورداخل مرز#۸۴٬۵۱۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱inboundبه درون، وارد شونده، داخل مرز، محصور در حدود معینىواژههای نزدیک در الفبادائمی - غیر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - قرار -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی - همیشگی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیدائمی که درنتیجه یک - اثر -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر