فرهنگ آریان‌پور

داخل - در -

#۸۴٬۴۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

within

در داخل، توى، در توى، در حدود، مطابق، به اندازه، در ظرف، در مدت، در حصار

۲

withindoors

در داخل، در منزل، اشخاص داخل منزل، افراد داخل