فرهنگ آریانپور
اژیر
#۸٬۴۴۷
audible alarm
آژیر، اعلان خطر سمعى
siren
(sirenic =) ـ حورى دریایى، زن دلفریب، سوت کارخانه، آژیر، حورى مانند
alert
گوش به زنگ، هوشیار، مواظب، زیرک، اعلام خطر، آژیر هوایى، بحالت آماده باش درآمدن یا درآوردن
tocsin
زنگ، آژیر، سوت یا زنگ خطر
sirenic
(siren =) ـ حورى دریایى، زن دلفریب، سوت کارخانه، آژیر، حورى مانند
alarm
(alarum =) ـ هشدار، اعلان خطر، هراس، آگاهى از خطر، اخطار، شیپور حاضرباش، آشوب، بیم و وحشت، ساعت زنگى از خطر آگاهانیدن، هراسان کردن، مضطرب کردن
warning
اخطار کردن، هشدار دادن، آگاه کردن، اخطار کردن به، تذکر دادن
lookout
مراقب، دیده بان، دیدگاه، چشم انداز، دورنما، دید، مراقبت، عمل پائیدن، نظریه