فرهنگ آریان‌پور

خیلی زیاد

#۸۴٬۳۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

raff

خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل

۲

oodles

(oodlins =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته

۳

oodlins

(oodles =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته

۴

superabundant

زیاد، فراوان، وافر، خیلى زیاد، داراى وفور

۵

lots

بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن lot

۶

richly

حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار

۷

extreme

بشدت، بافراط

۸

stinking

(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن

۹

perfectly

کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن perfect

۱۰

exceeding

تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن

۱۱

enormously

بزرگ، عظیم، هنگفت