فرهنگ آریانپور
خیلی زیاد
#۸۴٬۳۸۴
raff
خیلى زیاد، آشغال، تفاله، انگل
oodles
(oodlins =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته
oodlins
(oodles =) ـ فراوان، خیلى زیاد، توده، انباشته
superabundant
زیاد، فراوان، وافر، خیلى زیاد، داراى وفور
lots
بسى، بسیار، چندین، قواره، تکه، سهم، بخش، بهره، قسمت، سرنوشت، پارچه، قطعه، توده انبوه، قرعه، محوطه، قطعه زمین، جنس عرضه شده براى فروش، کالا، تقسیم بندى کردن، جور کردن، بخش کردن، سهم بندى کردن lot
richly
حقا، کاملاً، خوب، فراوان، بسیار
extreme
بشدت، بافراط
stinking
(past: stank, stunk ; past participle: stunk) ـ تعفن، گند، بوى بد دادن، بدبو کردن، تعفن داشتن، بد بودن
perfectly
کامل، مام، درست، بى عیب، تمام عیار، کاملاً رسیده، تکمیل کردن، عالى ساختن perfect
exceeding
تجاوز کردن، متجاوز بودن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطى کردن از، عقب گذاشتن
enormously
بزرگ، عظیم، هنگفت