فرهنگ آریان‌پور

خیلی‌ خوب

#۸۴٬۳۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

well

چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب واژه هاى شامل

۲

hot

گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن

۳

cool

خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن

۴

boss

رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى

۵

bully

قلدر، پهلوان پنبه، گردن کلفت، گوشت، تحکیم کردن، قلدرى کردن خودمانی‌

۶

grand

هزار دلار، بسیار عالى با شکوه، مجلل، والا، بزرگ، مهم، مشهور، معروف، با وقار، جدى grand firstclass

۷

great

زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى

۸

groovy

یک نواخت، جارى، عادى bangup firstrate

۹

snorter

کسى که خرناس مى کشد، صفیر، خرناس

۱۰

fabulous

افسانه اى، افسانه وار، مجهول، شگفت آور

۱۱

marvelous

حیرت آور، عجیب، جالب

۱۲

extraordinary

فوق العاده، غیرعادى، شگفت آور