خیلی خوب
#۸۴٬۳۷۵
well
چشمه، جوهردان، دوات، به بالا فوران کردن، رو آمدن آب و مایع، درسطح آمدن و جارى شدن خوب، تندرست، سالم، راحت، بسیار خوب، به چشم، تماماً، تمام و کمال، بدون اشکال، اوه، خیلى خوب واژه هاى شامل
hot
گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن
cool
خنک، خنک کردن، چاییدن، سرد، خونسرد، آرام کردن
boss
رئیس کارفرما، ارباب، برجسته، برجسته کارى، ریاست کردن بر، اربابى کردن (بر)، نقش برجسته تهیه کردن، برجستگى
bully
قلدر، پهلوان پنبه، گردن کلفت، گوشت، تحکیم کردن، قلدرى کردن خودمانی
grand
هزار دلار، بسیار عالى با شکوه، مجلل، والا، بزرگ، مهم، مشهور، معروف، با وقار، جدى grand firstclass
great
زیاد، بسیار، خیلى، با شرافت، از روى بزرگى، از روى بزرگ منشى
groovy
یک نواخت، جارى، عادى bangup firstrate
snorter
کسى که خرناس مى کشد، صفیر، خرناس
fabulous
افسانه اى، افسانه وار، مجهول، شگفت آور
marvelous
حیرت آور، عجیب، جالب
extraordinary
فوق العاده، غیرعادى، شگفت آور