فرهنگ آریان‌پور

خیلی

#۸۴٬۳۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

far

بسیار، بمراتب، زیاد، خیلى، دور دست، بعید، بعلاوه واژه هاى شامل

۲

extra

زیادى، زائد، فوق العاده، اضافى، بزرگ، یدکى، (پیشوند) خارجى، بسیار، خیلى

۳

bit

ذره، رقم دودیى، خرده، تکه، پاره، ریزه، لقمه، تیغه رنده، لجام، دهنه، سرمته

۴

all

همه، تمام، کلیه، جمیع، هر گونه، همگى، همه چیز، داروندار، یکسره، تماماً، بسیار پیشوندى است به معنى " غیر " و " دیگر "

۵

sure

یقیناً، محققاً، مسلماً، به طور حتم

۶

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۷

some

برخى، بعضى، بعض، برخى از، اندکى، چندتا، قدرى، کمى از، تعدادى، غالباً، تقریبا، کم و بیش، کسى، شخص یا چیز معینى

۸

awful

مهیب یا ترسناک، ترس، عظمت خودمانی‌

۹

bloody

به رنگ خون، خونى، خون آلود، قرمز، خونخوار bloody lashings darned

۱۰

rattling

تو تو کردن، تلق تلق کردن، وراجى کردن، خر خر کردن، خر خر، تق تق، جغجغه rattle

۱۱

dreadfully

وحشتناک، بد