فرهنگ آریان‌پور

خیس شدن

#۸۴٬۲۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

sod

چمن، مرغزار، کلوخ چمنى، با چمن، پوشاندن، چمن ایجاد کردن، خیس شدن

۲

sodden

جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن

۳

macerate

لاغر کردن، (مجازى) ظلم کردن بر، زجر دادن، خیساندن، خیس شدن

۴

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۵

saturate

اشباع کردن، اشتباه کردن، سیر کردن، آغشتن