فرهنگ آریانپور
خیس
#۸۴٬۲۸۷
soggy
خیس، تر
soppy
خیس، مرطوب، خیلى خیس و لغزنده
bedraggled
خیس کردن، روى زمین کشیدن و چرک کردن، کثیف کردن
sop
غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن
wet
(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن
rainy
بارانى، پر باران، خیس، تر، رگبار گرفته
sodden
جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن
wettish
نسبتا تر، مرطوب، رطوبت دار، خیس، نمناک
dewy
شبنم دار، ژاله دار، تر، ترکرده، مرطوب، تازه
drunk
(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drink
moist
نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب
splashy
داراى ترشح، داراى صداى چلپ چلوپ
saturated
اشباع شده، سیر شده