فرهنگ آریان‌پور

خیس

#۸۴٬۲۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

soggy

خیس، تر

۲

soppy

خیس، مرطوب، خیلى خیس و لغزنده

۳

bedraggled

خیس کردن، روى زمین کشیدن و چرک کردن، کثیف کردن

۴

sop

غذاى مایع، آبگوشت، ترید، شیر، خیس، خیساندن، جذب کردن

۵

wet

(past: wetted, wet ; past participle: wetted, wet) ـ تر، مرطوب، خیس، بارانى، اشکبار، ترى، رطوبت، تر کردن، مرطوب کردن، نمناک کردن

۶

rainy

بارانى، پر باران، خیس، تر، رگبار گرفته

۷

sodden

جوشانده، چروکیده و پژمرده، (در اثر جوشاندن) بى مصرف، نیم پخته، اشباع شده، خیس، خیس شدن، گیج و کند ذهن

۸

wettish

نسبتا تر، مرطوب، رطوبت دار، خیس، نمناک

۹

dewy

شبنم دار، ژاله دار، تر، ترکرده، مرطوب، تازه

۱۰

drunk

(past: drank ; past participle: drunk) ـ آشامیدن، نوشانیدن، آشامیدنى، نوشابه، مشروب drink

۱۱

moist

نمناک، نمدار، تر، گریان، مرطوب، پر از آب

۱۲

splashy

داراى ترشح، داراى صداى چلپ چلوپ

۱۳

saturated

اشباع شده، سیر شده