فرهنگ آریان‌پور

خیزش

#۸۴٬۲۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

hop

رازک، (در جمع) میوه رازک رازک زدن به، رازک بار آوردن، (در جمع) آبجو، افیون، لى لى کردن، روى یک پا جستن، جست و خیز کوچک کردن، رقصیدن، پرواز دادن، لنگان لنگان راه رفتن، پلکیدن

۲

jump

جستن، پریدن، خیز زدن، جور درآمدن، وفق دادن، پراندن، جهاندن، پرش، جهش، افزایش ناگهانى، ترقى، جهش جهیدن

۳

lick

لیس، لیسه، لیسیدن، زبان زدن، زبانه کشیدن، فرا گرفتن، تازیانه زدن، مغلوب کردن

۴

rise

(past: rose ; past participle: risen) ـ برخاستن، ترقى کردن، ترقى خیز، طالع شدن، بلند شدن، از خواب برخاستن، طغیان کردن، بالا آمدن، طلوع کردن، سربالا رفتن، صعود کردن، ناشى شدن از، سر زدن، قیام، برخاست، صعود، طلوع، سربالایى، پیشرفت، ترقى، خیز

۵

levitation

شناورى elan