فرهنگ آریان‌پور

خیزاب

#۸۴٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

surf

خیزاب دریاکنار

۲

wave

موج، خیزاب، فر موى سر، دست تکان دادن، موجى بودن، موج زدن، جنباندن

۳

billow

موج بزرگ آب، خیزآب، موج زدن (از آب یا جمعیت یا ابر)، به صورت موج درآمدن

۴

swell

(past: swelled ; past participle: swollen, swelled) ـ باد کردن، آماس کردن، متورم کردن، باد غرور داشتن، تورم، برجستگى، برجسته، شیک، زیبا (در گویش، آمریکایى) عالى

۵

ground swell

طغیان شدید و وسیع آب اقیانوس، امواج