فرهنگ آریان‌پور

خیز کردن - جست -

#۸۴٬۲۴۹

معنی‌های انگلیسی
۱

jig

نوعى رقص تند، آهنگ رقص تند، جست و خیز سریع، شیرین کارى، با آهنگ تند رقص کردن، جست و خیز کردن، استهزاء کردن

۲

lope

خرامیدن، رقصیدن، جست و خیز کردن، شلنگ انداختن، تاخت رفتن (اسب و غیره)، به جست و خیز درآوردن، جست و خیز و شلنگ تخته، تاخت، حرکت خرامان

۳

skip

(از روى چیزى) پریدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازى، سفید گذاردن قسمتى از نقاشى، جست و خیز کردن، تپیدن، پرش کردن، رقص کنان حرکت کردن، لى لى کردن، بالا و پایین رفتن، جست، جست زدن، جست بزن

۴

exult

(م.ل.) جست و خیز کردن، به وجد و طرب آمدن، خوشى کردن، شادى کردن، وجد کردن

۵

cavort

جست و خیز کردن، رقاصى کردن

۶

gambol

جست و خیز، ورجه ورجه (در رقص)، جست، جست و خیز کردن، پرش کردن

۷

tumble

رقصیدن، جست و خیز کردن، پریدن، افتادن، لغزیدن، ناگهان افتادن، غلت خوردن، معلق خوردن، غلت، چرخش، آشفتگى، به هم ریختگى

۸

rollick

خوشى کردن، جست و خیز کردن، خوشى