فرهنگ آریانپور
خیره نگاه کردن
#۸۴٬۲۲۰
gaze
خیره نگاه کردن، چشم دوختن، زل زل نگاه کردن، با دقت نگاه کردن، نگاه خیره
stare
خیره نگاه کردن، رک نگاه کردن، از روى تعجب و یا ترس نگاه کردن، خیره شدن
glower
خیره نگاه کردن، اخم کردن، نگاه خیره، اخم، تروشرویى
gape
خمیازه، نگاه خیره با دهان باز، خلاء، خمیازه کشیدن، دهان را خیلى باز کردن، با شگفتى نگاه کردن، خیره نگاه کردن
glare
درخشندگى زیاد، روشنایى زننده، تابش خیره کننده، تشعشع، خیره نگاه کردن
gloat
نگاه از روى کینه و بغض، نگاه عاشقانه و حاکى از علاقه، نگاه حسرت آمیز کردن، خیره نگاه کردن
gorgonize
(petrify، stupefy) تبدیل به سنگ کردن، خیره نگاه کردن