فرهنگ آریان‌پور

خیره‌ کننده

#۸۴٬۲۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

flashy

درخشانى، نمایشى، زرق و برقى

۲

imposing

تحمیل کردن، اعمال نفوذ کردن، گرانبار کردن، مالیات بستن بر intriguing

۳

meteoric

شهابى، درخشان و زودگذر

۴

brilliant

تابان، مشعشع، زیرک، با استعداد، برلیان، الماس درخشان dazzler

۵

prismatic

منشورى

۶

breathtaking

مهیج، با هیجان