فرهنگ آریانپور
خیره کردن
#۸۴٬۲۰۹
dazzle
خیره کردن، تابش یا روشنى خیره کننده
blind
کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش