فرهنگ آریان‌پور

خیره کردن

#۸۴٬۲۰۹

معنی‌های انگلیسی
۱

dazzle

خیره کردن، تابش یا روشنى خیره کننده

۲

blind

کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش