فرهنگ آریان‌پور

خیره‌ کردن

#۸۴٬۲۰۸

معنی‌های انگلیسی
۱

blind

کور، نابینا، تاریک، ناپیدا، غیر خوانایى، بى بصیرت کور کردن، خیره کردن، درز یا راه (چیزى را) گرفتن، (مجازى) اغفال کردن چشم بند، پناه، سنگر، مخفى گاه، هر چیزى که مانع عبور نور شود، پرده، در پوش

۲

intrigue

دسیسه کردن، توطئه چیدن، فریفتن

۳

fascinate

مجذوب کردن، شیدا کردن، دلربایى کردن، شیفتن، افسون کردن