فرهنگ آریان‌پور

خیانتکار

#۸۴٬۱۶۶

معنی‌های انگلیسی
۱

conspirator

خیانتکار، توطئه چى، دسیسه کار، شریک فتنه

۲

traitor

خائن، خیانتکار

۳

treacherous

خیانت آمیز، خائنانه، خیانتکار، خائن

۴

foul

ناپاک، پلید، شنیع، ملعون، غلط، نادرست، خلاف، طوفانى، حیله، جرزنى، بازى بى قاعده، ناپاک کردن، لکه دار کردن، گوریده کردن، چرک شدن، به هم خوردن، گیر کردن، نارو زدن (در بازى) ـ

۵

quisling

حاکم دست نشانده اجنبى

۶

traitorous

خیانت آمیز، خائن، خائنانه

۷

machiavellian

وابسته به عقاید سیاسى " ماکیاولى "