خیالی
#۸۴٬۱۲۵
fanciful
خیالى، پر اوهام
fantastic
خیالى، خارق العاده
fantastical
خیالى، خارق العاده
dreamy
(dreamlike =) ـ خواب مانند، خواب آلود، رویایى، خیالى
fantom
(phantom =) ـ (pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح
bizarre
غریب و عجیب، غیر مانوس، ناشى از هوس، خیالى، وهمى
ghostly
روحى، روح مانند، روح وش، خیالى
abstract
چکیده کردن، ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه کردن، جدا کردن، تجزیه کردن، جوهر گرفتن از، عارى از کیفیات واقعى (در مورد هنرهاى ظریف) نمودن خلاصه، مجرد، انتزاعى، چکیده، مجمل، خلاصه ى کتاب، مطلق، خیالى، غیرعملى، بى مسمى، خشک، معنوى، صریح، زبده، (اسم) معنى
imaginary
انگاشتى، پندارى، وهمى، خیال، خیالى، تصورى
visionary
رویایى، خیالى، تصور غیر عملى، نظرى، وابسته به دلائل نظرى، رویابین، الهامى، رویا گراى
chimerical
واهى، خیالى، ذوقى، هوس باز، هوس آمیز، دمدمى
brainchild
زائیده افکار، تصورى، خیالى
insubstantial
غیر واقعى، خیالى، بى اساس، بى موضوع، بى جسم
shadowy
سایه دار، سایه افکن، سایه مانند، زود گذر
illusory
(illusive =) ـ گمراه کننده، مشتبه سازنده، وهمى، غیر واقعى
notional
(notion =) ـ تصور، اندیشه، فکر، نظریه، خیال، ادراک، فکرى
fictitious
جعلى، ساختگى، موهوم