فرهنگ آریان‌پور

خیال کردن

#۸۴٬۱۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

deem

پنداشتن، فرض کردن، خیال کردن

۲

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۳

ideate

تصور کردن، فکر کردن، خیال کردن

۴

supposable

انگاشتنى، فرض کردنى، قابل فرض، تصور کردنى، مفروض، فرض کردن، گمان کردن، خیال کردن