فرهنگ آریان‌پور

خیال‌ کردن

#۸۴٬۱۰۵

معنی‌های انگلیسی
۱

think

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن

۲

imagine

تصور کردن، پنداشتن، فرض کردن، انگاشتن، حدس زدن، تفکر کردن

۳

presume

فرض کردن، مسلم دانستن، احتمال کلى دادن، فضولى کردن