فرهنگ آریان‌پور

خیال

#۸۴٬۰۷۰

معنی‌های انگلیسی
۱

fancy

خیال، وهم، تصور، قوه مخیله، هوس، تجملى، تفننى، علاقه داشتن به، تصور کردن

۲

figment

خیال، وهم، سخن جعلى، اختراع، افسانه

۳

hallucination

خیال، وهم، خطاى حس، اغفال، توهم، تجسم

۴

dump

زباله، آشغال، موادى که موقتا براى استعمال انبار مى شود، تفکر، خیال، جنس را (براى رقابت) بقیمت خیلى ارزان فروختن، فرورفتن در خیالات واهى، حالت مالخولیایى، رو گرفت، رو بردارى کردن

۵

idea

انگاره، تصور، اندیشه، فکر، خیال، گمان، نیت، مقصود، معنى، آگاهى، خبر، نقشه کار، طرزفکر

۶

ghost

شبح، روح، روان، جان، خیال، تجسم روح، چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن

۷

humor

(humour =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۸

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۹

fantom

(phantom =) ـ (pantom =) ـ خیال، منظر، ظاهر فریبنده، شبح، خیالى، روح

۱۰

humour

(humor =) ـ مشرب، خیال، مزاح، خلق، شوخى، خوشمزگى، خوشى دادن، راضى نگاه داشتن، (پزشکى) خلط، تنابه

۱۱

fiction

افسانه، قصه، داستان، اختراع، جعل، خیال، وهم، دروغ، فریب، بهانه

۱۲

idealogy

(ideology =) ـ مبحث افکار و آرزو هاى باطنى، خیال، طرز تفکر، ایدئولوژى، انگارگان

۱۳

ideology

(idealogy =) ـ مبحث افکار و آرزو هاى باطنى، خیال، طرز تفکر، ایدئولوژى، انگارگان

۱۴

imaginary

انگاشتى، پندارى، وهمى، خیال، خیالى، تصورى

۱۵

apparition

ظهور، خیال، روح، تجسم، شبح، منظر

۱۶

impression

اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع

۱۷

conceptualization

تصور، خیال، ادراک