فرهنگ آریان‌پور

خویشاوندی

#۸۳٬۹۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cognation

خویشاوندى، نسبت، قرابت فطرى

۲

blood

خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن

۳

kinship

خویشى، خویشاوندى، قوم و خویشى، بستگى، نسبت

۴

familial

فامیلى، قومى، مربوط به خانواده، خویشاوندى، خودمانى، خانوادگى

۵

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى

۶

relational

(relation =) ـ وابستگى، نسبت، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى، رابطه اى relational relations

۷

propinquity

نزدیکى، خویشى، شباهت، قرابت، مجاورت

۸

relationship

خویشى، وابستگى، نسبت، ارتباط