فرهنگ آریان‌پور

خویش

#۸۳٬۹۶۰

معنی‌های انگلیسی
۱

kindred

خویش، خویشاوند، قوم و خویشى، وابستگى

۲

kinswoman

خویش، خویشاوند (از جنس مذکر)

۳

relation

رابطه، نسبت، خویش، (relational) وابستگى، ارتباط، شرح، خویشاوند، کارها، نقل قول، وابسته به نسبت یا خویشى

۴

relative

نسبى، خویشاوند، راجع، منسوب، وابسته، خودى

۵

connection

(connexion =) ـ پیوستگى، اتصال، وابستگى، نسبت، مقام، خویش، رابطه، بستگى

۶

relationship

خویشى، وابستگى، نسبت، ارتباط

۷

self

(sing.self) ـ خودشان، خودمان، خودتان

۸

allied

پیوستن، متحد کردن، هم پیمان، دوست، معین

۹

related

مربوط، وابسته

۱۰

connected

بسته، متصل consanguineous