فرهنگ آریان‌پور

خوی‌ کردن

#۸۳٬۹۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

transpire

رویدادن، بیرون آمدن، نشر کردن، نفوذ کردن، بخار پس دادن، فاش شدن، رخنه کردن، فراتراویدن