فرهنگ آریان‌پور

خونریزی

#۸۳٬۸۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

bloodshed

خونریزى، سفک دماء

۲

carnage

لاشه ها، کشتار، قتل عام، خونریزى، قصابى

۳

slaughter

کشتار فجیع، قتل عام، خونریزى، ذبح، کشتار کردن

۴

blood

خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن blood blood bath

۵

bloodletting

رگزنى، حجامت