فرهنگ آریان‌پور

خون

#۸۳٬۷۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

gore

خون بسته و لخته شده، خون، تکه سه گوش (در دوزندگى)، زمین سه گوش، سه گوش بریدن، شاخ زدن، با شاخ زخمى کردن، سوراخ کردن

۲

blood

خون، خوى، مزاج، نسبت، خویشاوندى، نژاد، (مجازى) نیرو، خون آلود کردن، خون جارى کردن، خون کسى را به جوش آوردن، عصبانى کردن

۳

sap

شیره، شیره گیاهى، عصاره، خون، شیره کشیده از، ضعیف کردن sap hemo

۴

sang

(past: sang ; past participle: sung) ـ آواز، سرود، سرودن، تصنیف، آواز خواندن، سرود خواندن، سرائیدن