فرهنگ آریان‌پور

خوگرفته

#۸۳٬۷۵۲

معنی‌های انگلیسی
۱

addicted

خوگرفته، آموخته و معتاد، تسلیم شده

۲

used

آشنا، معتاد، خوگرفته، مستعمل، به کار رفته conditioned

۳

hooked

قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن hook

۴

junkie

شیره اى، استعمال کننده ى هروئین و مواد مخدره

۵

wonted

عادى، معهود، معمولى، معتاد

۶

hardened

سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن harden

۷

confirmed

تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن

۸

dependent

وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج

۹

accustomed

عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن