فرهنگ آریانپور
خوگرفته
#۸۳٬۷۵۲
addicted
خوگرفته، آموخته و معتاد، تسلیم شده
used
آشنا، معتاد، خوگرفته، مستعمل، به کار رفته conditioned
hooked
قلاب، چنگک، (مجازى) دام، تله، ضربه، به شکل قلاب درآوردن، کج کردن، گرفتار کردن، به دام انداختن، ربودن، گیر آوردن hook
junkie
شیره اى، استعمال کننده ى هروئین و مواد مخدره
wonted
عادى، معهود، معمولى، معتاد
hardened
سخت کردن، تبدیل به جسم جامد کردن، مشکل کردن، سخت شدن، ماسیدن harden
confirmed
تایید کردن، تصدیق کردن، تائید کردن، تثبیت کردن
dependent
وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج
accustomed
عادت دادن، آشنا کردن، آشنا شدن، معتاد ساختن، معتاد شدن، عادت، خو گرفتن، انس گرفتن