فرهنگ آریان‌پور

ازمون کردن

#۸٬۳۷۳

معنی‌های انگلیسی
۱

examine

امتحان کردن، بازرسى کردن، معاینه کردن، بازجویى کردن، آزمودن، آزمون کردن