فرهنگ آریان‌پور

خوشه‌ کردن

#۸۳٬۶۵۴

معنی‌های انگلیسی
۱

bunch

خوشه، گروه، دسته کردن، خوشه کردن

۲

ear

زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا