فرهنگ آریانپور
خوشه
#۸۳٬۶۳۸
bunch
خوشه، گروه، دسته کردن، خوشه کردن
cluster
خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن
beard
ریش، خوشه، هر گونه برآمدگى تیز شبیه مو و سیخ در گیاه و حیوان، مقابله کردن، ریش دار کردن
clump
انبوه، دسته، خوشه، ضربه سنگین، مشت، انبوه کردن
raceme
(گیاه شناسى) خوشه، گل آذین خوشه اى
tuffet
صندلى یا نشیمن کوتاه، کلاله، خوشه
glomerule
گلومرول، خوشه متراکم از مویرگ هاى کوچک و بافت هاى حیوانى و غیره، خوشه، دسته، گلوله رگ
ear
زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا
spike
میخ، میله، تیر، میخ بزرگ، میخ طویله، میخ بلند کف کفش فوتبالیست هاو ورزشکاران میخ دار کردن، میخکوب کردن