فرهنگ آریان‌پور

خوشایند

#۸۳٬۵۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

comfy

(comfortable =) ـ راحت، خوشایند

۲

welcome

خوشامد، خوشامد گفتن، پذیرایى کردن، خوشایند

۳

gracious

توفیق دهنده، فیض بخش، بخشنده، رئوف، مهربان، دلپذیر، زیر دست نواز، خیر خواه، (ک.) خوشایند، مطبوع داراى لطف

۴

plausive

تمجید آمیز، خوشایند، وسیع، محتمل

۵

comfortable

راحت، خوشایند

۶

jolly

سر کیف، خوشحال، بذله گو، خیلى

۷

balmy

مرهم، داراى خاصیت مرهم، خنک کننده، خوشبو

۸

congenial

همخو، هم مشرب، داراى تجانس روحى، هم سلیقه عامیانه‌ ducky شخص‌

۹

delicious

لذیذ

۱۰

agreeable

سازگار، دلپذیر، مطبوع، بشاش، ملایم، حاضر، مایل

۱۱

personable

خوش سیما، جذاب، با شخصیت، شخصى بویایی‌

۱۲

acceptable

پذیرا، پذیرفتنى، پسندیده، قابل قبول، مقبول، قابل پذیرش

۱۳

prepossessing

کشنده، جاذب، مجذوب کننده، جلب توجه کننده، گیرنده، جالب