فرهنگ آریان‌پور

خوش هیکل

#۸۳٬۵۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

buxom

خوش هیکل، چاق و چله، خوش، خوشدل

۲

fodgel

(buxom =) ـ خوش هیکل، چاق و چله، خوش، خوشدل

۳

statuesque

تندیس وار، خوش هیکل، مجسمه وار، شبیه مجسمه، سبک مجسمه

۴

upstanding

مستقیم، قائم، سر راست، خوش هیکل، شرافتمند wellrounded

۵

neat

پاکیزه، تمیز، شسته و رفته، مرتب، گاو

۶

trim

درست کردن، آراستن، زینت دادن، پیراستن، تراشیدن، چیدن، پیراسته، مرتب، پاکیزه، تر و تمیز، وضع، حالت، تودوزى و تزیینات داخلى اتومبیل trim wellbuilt

۷

clean

پاک، پاکیزه، تمیز، نظیف، طاهر، عفیف، تمیز کردن، پاک کردن، درست کردن، زدودن

۸

athletic

ورزشى، پهلوانى، تنومندى، ورزشکار

۹

clean limbed

آراسته، پاکیزه clean linbed