فرهنگ آریان‌پور

خوش لباس

#۸۳٬۴۸۶

معنی‌های انگلیسی
۱

gash

زخم، بریدگى، جاى زخم در صورت، آلت تناسلى زن، مقاربت جنسى، توخالى، لاف، بد منظر، زشت، زیرک، خوش لباس، زخم زدن، بریدن، شکافدار کردن، پرحرفى کردن

۲

dandy

شیک پوش، خوش لباس، خوش تیپ، فوکولى dandy خودمانی‌

۳

finical

(finicky =) ـ شیک، خوش لباس، متوجه جزئیات

۴

gallant

دلاور، دلیر، شجاع، عالى، خوش لباس، جنتلمن، زن نواز، متعارف و خوش زبان درپیش زنان، زن باز، دلاورى کردن، زن بازى کردن، ملازمت کردن

۵

fashionmonger

علاقمند به مد و سلیقه، شیک، خوش لباس

۶

dude

آدم شیک پوش، شخص

۷

sharp

تیز، هشیار، دیز، نوک دار، تند، زننده، زیرک، تیز کردن sharp withit

۸

smart

زرنگ، زیرک، ناتو، باهوش، شیک، جلوه گر، تیر کشیدن (ازدرد)، سوزش داشتن

۹

dressy

خودساز، متداول، لباس دوست

۱۰

spruce

(fir-tree =) ـ درخت صنوبر ؛ آراسته، پاکیزه، قشنگ، (گیاه شناسى) انواع کاج میلاد، صنوبر

۱۱

swinging

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن welldressed