فرهنگ آریان‌پور

ازموده

#۸٬۳۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

tried

کوشش کردن، سعى کردن، کوشیدن، آزمودن، محاکمه کردن، جدا کردن، سنجیدن، آزمایش، امتحان، آزمون، کوشش

۲

versed

شعر، نظم، به نظم آوردن، شعر گفتن verse