فرهنگ آریانپور
ازمودنی
#۸٬۳۴۷
triable
آزمایش کردنى، آزمودنى
subject
نهاد، فاعل، مبتدا، شیى، موضوع، فرد، شخص، مبحث، موضوع مطالعه، مطلب، تحت، مادون، تحت تسلط، در معرض، در خطر، مطیع کردن، تحت کنترل درآوردن، در معرض بودن یا قرار دادن، زیرموضوع، موکول به، درمعرض گذاشتن
provable
قابل اثبات
testable
آزمون پذیر، امتحان پذیر، آزمایشى، شهادت پذیر