خوش طعم
#۸۳٬۴۴۲
saporous
خوش طعم، لذیذ
relishable
خوش طعم، لذیذ
tasty
با سلیقه تهیه شده، خوش طعم، خوشمزه، گوارا
savory
(savoury =) ـ خوش طعم، مطبوع طبع، مورد پسند
savorer
مزه دار، خوش طعم
savoury
(savory =) ـ خوش طعم، مطبوع طبع، مورد پسند
smacker
(smacking =) ـ سیلى زننده، خوش طعم، دوست داشتنى، صداى ملچ ملوچ، صداى ماچ، مهم، فعال، کتک
palatable
مطبوع به ذائقه، خوش طعم، لذیذ، دلپذیر
saporific
خوش مزه، خوش طعم
racy
داراى طعم اصلى، داراى صفات اصلى و نژادى، تند، با مزه، با روح، با نشاط، مهیج، جلف
mellow
رسیده، نرم، جا افتاده، دلپذیر، مهربان
smooth
سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن
smacking
ماچ، صداى سیلى یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدادار کردن، مزه مخصوصى داشتن، کف دستى زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست smack
luscious
خوشمزه، لذیذ، شیرین، دلپذیر، شهوت انگیز
delicious
لذیذ
flavorful
خوشمزه، خوش رایحه