فرهنگ آریان‌پور

خوش طعم

#۸۳٬۴۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

saporous

خوش طعم، لذیذ

۲

relishable

خوش طعم، لذیذ

۳

tasty

با سلیقه تهیه شده، خوش طعم، خوشمزه، گوارا

۴

savory

(savoury =) ـ خوش طعم، مطبوع طبع، مورد پسند

۵

savorer

مزه دار، خوش طعم

۶

savoury

(savory =) ـ خوش طعم، مطبوع طبع، مورد پسند

۷

smacker

(smacking =) ـ سیلى زننده، خوش طعم، دوست داشتنى، صداى ملچ ملوچ، صداى ماچ، مهم، فعال، کتک

۸

palatable

مطبوع به ذائقه، خوش طعم، لذیذ، دلپذیر

۹

saporific

خوش مزه، خوش طعم

۱۰

racy

داراى طعم اصلى، داراى صفات اصلى و نژادى، تند، با مزه، با روح، با نشاط، مهیج، جلف

۱۱

mellow

رسیده، نرم، جا افتاده، دلپذیر، مهربان

۱۲

smooth

سطح صاف، قسمت صاف هر چیز، هموار، نرم، روان، سلیس، بى تکان، بى مو، صیقلى، ملایم، دلنواز، روان کردن، آرام کردن، تسکین دادن، صاف شدن، ملایم شدن، صاف کردن، بدون اشکال بودن، صافکارى کردن، صاف، هموار کردن

۱۳

smacking

ماچ، صداى سیلى یا شلاق، مزه، طعم، چشیدن مختصر، با صدا غذا خوردن، ماچ صدادار کردن، مزه مخصوصى داشتن، کف دستى زدن، کتک زدن، کاملاً، یکراست smack

۱۴

luscious

خوشمزه، لذیذ، شیرین، دلپذیر، شهوت انگیز

۱۵

delicious

لذیذ

۱۶

flavorful

خوشمزه، خوش رایحه