فرهنگ آریان‌پور

خوش‌ خدمت

#۸۳٬۳۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

officious

فضول، مداخله کن، فضولانه، ناخواسته

۲

ward heeler

کار چاق کن سیاسى ناحیه بخصوصى